ceci magazine

تمام عکس ها و مصاحبات پسرا برای مجله CECI در همین پست قرار میگیره

180615 مصاحبه مجله CeCi با راوی برای ماه جولای

?نه خیلی وقت پیش،کنسرت داشتین. برای هنرمندی مثل شما در اون دوره ی زمانی،که توی آلبومتون مقدار زیادی انرژی گنجوندین، کنجکاوم بدونم چه حسی دارین

?هنوز انرژیش تو ذهنم جا خوش کرده. آماده شدن برای کنسرت، زمان و تلاش زیادیه که براش میزارم به همین دلیل وقتی کنسرت تموم میشه، افراد زیادی هستن که فکر میکنن این انرژی، ناگهان ازشون گرفته شده(احساس تهی بودن میکنن)
برای من جدیدا هنوز هم وقتی عکسای اجراها رو پیدا میکنم و میبینم اجازه میدم همچنان تو ذهنم جا خوش کنن و تشویقش میکنم
بخش هایی هم هست که ازش پشیمونم اما باید ازون انرژی برای دفعه های بعدی استفاده کنم

?با نگاه به تمام فعالیت هاتون تا الان، راوی کسیه که چیزای زیادی داره حتی برای کنسرتتون از(آهنگای)ویکس هم دارین، از زیرگروهتون و همینطور از سولوتون

?من بطور مخصوصی، یه عالمه کنسرت اجرا کردم، ازون تیپ آدمام که در یه تایم مشخص کارای زیادی انجام میده، بیشتر از داشتن انرژی، فکرمیکنم این به نوعی نشون دادن سپاسگزاریمه. من برای آلبوم، کنسرت و میکس تیپ هام همه باهم آماده میشم
میکس تیپ قبلیم بیشترین ترویج (سبک متداول)رو داشت و آهنگایی که جزییات بیشتری توشون گنجونده شده بود
اما برای ایندفه، میخواستم آهنگای سبک ترپ که حال و هوای هیپ هاپ بیشتری داشت رو اجرا کنم

?پس برای راوی، کسی که بطور واضح چیزایی که دوست داره رو از چیزایی که دوست نداره متمایز میکنه و کسی که فقط وجه ای داره که روی “راه یه طرفه” تمرکز کرده، تازگیا به چه چیزی علاقه مند شده؟

?برای من اگر بخوام صادق باشم، اون چیز هنوز هم موسیقیه. به علاوه، واقعا دلم میخواد به مسافرت برم درحقیقت هیچوقت سفررفتن یا نیاز به شارژ خودم رو نداشتم، با این حال، جدیدا احساس کسالت و خستگی دارم و به سفرکردن فکر میکنم
اما هنوز براش آماده نشدم و جایی هم پیدا نکردم. میخوام فقط جایی برم که قلبم منو میبره

?اگر روزی به سفر برین، به خاطر خاطراتی که(درسفر)دارین، احتمالا میخواین دوباره هم سفرکنین. حتی اگر سخت باشه، اما مجبورین که دوباره(به کار)برگردین

?برای هفت ساله گذشته، حتی برای یه هفته، نه!، حتی به مدت سه روز(فرصت سفر)رو نداشتم
در روزهای اول دبیو،حتی تو روزای استراحت هم میتونستم برم خونه، میرفتم شام میخوردم و دوباره به کمپانی برمیگشتم. نه به این دلیل که کسی منو مجبور کرده بود برگردم، بلکه خودم میخواستم و چنین چیزی، حتی استراحت رو هم برام سخت کرده بود.
به همین دلیل چیزی مثل یه مسافرت برام نا آشناست اما واقعا میخام برای یک بارهم که شده انجامش بدم. این یه چالش جدید برای منه

?جالب میشه! ممکنه وقتی از سفر برگشتی، ما باهات توی موزیکی که میسازی، همکاری کنیم؟

?حدس میزنم آره.
در روزای استراحت که کاری نمیکنم، از انرژیمم استفاده نمیکنم چندروز پیش دوستای دوره ی راهنماییم رو دیدم و یه مهمونی تولد که توش الکل سرو میشد داشتیم اما چون روز بعدش برنامه ی کاری داشتم، ننوشیدم!
دوست ندارم صورتم پف کنه
دوستام ده ساله بهم میگن هرگز ندیدن کامل مست کنم و میخوان حداقل یه بار منو تو اون حالت ببینن
هرگز به خودم اجازه ندادم بیش از حد بنوشم و توی موقعیت ژولیده پولیده ای قرار بگیرم


180621 عکس های کشنده راوی برای مجله Ceci شماره جولای


180227 مصاحبه مجله CeCi با لیدری برای شماره ماه مارس

?تم ِعکسبرداری امروز، آبنباته
از چیزای شیرین خوشتون میاد؟

?اِن: قبل از رفتن روی استیج یا وقتی نیازه انرژی جمع کنم، گاهی اوقات هوس میکنم.
اونا بهم میگن وقتی میزان قندت بالا میره، شاد میشی. جدیدا من ورزش کردن رو شروع کردم تا بتونم جلوش مقاومت کنم اما حتی بیشتر هوس میکنم

?اسنک یا شامِ سبک؟

?اِن: واقعا اونا رو دوست دارم! چون غذایی که در صبحِ زود میخورید خوشمزه میشه. من مخصوصا جوجه سرخ کرده ی تند و شیرین دوست دارم.

?برای خیلیها این یه موضوعِ حساسه! من هم ناگهانی کنجکاو شدم! آیا روی گوشتِتون سس میریزید یا کامل با سس قاطیش میکنید؟

?اِن: ممکنه با گفتنش آنتی فنام زیاد بشه اما دوست دارم کامل در سس غلطتش بدم! تُرد دوست دارم

?در آینده باید مراقب افرادی که دوست دارن روی گوشتِ ترش و شیرینشون سس بریزن باشید! هاهاها! وقتی من مصاحبه های دیگتون رو میبینم، یه حسِ متعادلی دارید ؛ مثلِ کامل گراها ?

?اِن: به عقیده ی من حس میکنم تا اینجایی که زندگی کردم، احساس نکردم که خودم رو عقب کشیدم یا سرکوب کرده باشم. فقط به این خاطره که چیزای زیادی هست که من باید قبول کنم
در ژانویه، برای اولین بار از دبیو، برنامه هام خالی بود. وقتی اون موقع به خودم فکر کردم، کلی کارایی که نمیتونستم انجام بدم رو انجام دادم

?برای مثال؟

?اِن: کارایی کردم که چا هاکیون ٢٩ ساله میخواست انجام بده. اما البته فراموش نکردم که روی استیج بودن مهم ترین چیز در زندگیه منه. رفتم چیزهایی که در شهر سئول بود رو دیدم. به رستوران کیک برنجی که وقتی مدرسه ای بودم دائما به اونجا میرفتم، رفتم.
همچنین میخواستم از برنامه های شخصیِ اعضا حمایت کنم
این رو در توییتر دیدم “در حالیکه دراز کشیدم و تلویزیون میبینم و سیب زمینی میخورم، خیلی شادم” من دقیقا همین کار رو انجام دادم
چیزایی که نمیدونستم یا دنبالشون نبودم و چیزهایی که واقعاً دوست داشتم رو فهمیدم که چی بودن

?چطور بود؟

?اِن: توی طوفان(اوقات درگیر) تونستم قدمی به عقب بردارم و به خودم از دیدِ واقع گرایانه نگاه کنم?
به اینکه چطوری تا الانم رو سپری کردم و تونستم به ایده های مبهمی راجبش چنگ بزنم. به طبیعت رفتم و چیزهایی رو دیدم که قبلا نمیتونستم ببینم. به این دلیل بود که ورزش کردن رو شروع کردم. وقتی ما در حال تمرینیم، میتونم این رو منظم انجام بدم بنابراین این مربوط به آینده است. همچنین آهنگ نوشتم و با خانوادم به تعطیلات رفتم

?برای عکسبرداری وقتی ازتون خواستیم تکه ای از نوشته ای که دوست دارید رو بگید، شما نامه ای که از مادرتون بود رو انتخاب کردید. گفتید که اون رو در سپیده دم خوندید و اشک ریختید.

?اِن: این برای من معنی عمیقی در برداره. وقتی داشتم اولین تولدم بعد از دبیو رو جشن میگرفتم، خانواده ام برام نامه ای نوشتند و در بین اونا، نامه ای از طرف مادرم بود
همینطور که زندگی میکنم، زمان هایی هست که افکار زیادی در سر دارم یا ناگهان احساس میکنم کسی اطرافم نیست یا بدون هیچ دلیلی احساس تنهایی میکنم. زمان هایی مثل این وجود دارن
در نامه ی مادرم اون راجب این که من چقدر خوش شانسم که اطرافم آدم های خوب زیادی دارم حرف زده و اونجاست که من به خانوادم، اعضا و دوستانم فکر میکنم. برای همین بود که میخواستم در موردش صحبت کنم.
کسایی که ما دوستشون داریم و برامون ارزشمندن، این حقیقت که اون ها کنارمونن، اگر این رو به یاد بسپارید، قلبتون رو گرم میکنه. همینطور که زندگی میکنم، این نامه ایه که بهم اراده میده

?افکار و احساساتتون نسبت به پدر مادرتون باید هرسالی که میگذره تغییر کرده باشه.

?اِن: بعله، قطعا. آرام آرام، اما این هنوز هم یه موضوع دشواره. از اونجایی که من کوچک ترین فرزند هستم، پدرمادرم خیلی بزرگ ترن. به این دلیله که یهویی یه روز، تصویرِ پدر مادرم شروع به کوچک شدن و کم شدن میکنه. جدیدا من فیلمای زیادی از خانواده ام گرفتم
میخوام تمام اون لحظات شاد رو نگه دارم. میخوام پسرِ قابل تکیه ای براشون باشم اما در همون حال جلوی پدر مادرم میخوام مثل یک بچه هم رفتار کنم

?شما در مورد اینکه چطور میخواید عاشق بشید و مثل پدر مادرتون زندگی کنید(توی یک رابطه) صحبت کردید

?اِن: هر دوی اون ها رابطه ی خیلی خوبی دارن. گاهی اوقات مسیج هایی هستند که اشتباهی به افراد دیگه فرستاده میشن که محتواش جالبه. چنین چیزی قبلا با این پیام شروع شد
“عزیزم! آسمون خیلی صافه. زیرِ چنین آسمونی دوست دارم با تو باشم”
همچنین به تازگی وقتی پدرم به گردشِ فارغ التحصیلی رفته بود، این پیام رو به گپ خانوادگیمون فرستاد
“نودلِ سرد تو این استراحتگاهه خیلی خوشمزه است. بیاین با هم بیایم اینجا”
باور دارم که این به این دلیله که با پدر مادری اینشکلی، تونستم به آدمِ درستِ این چنینی تبدیل بشم

 

? میتونم حس کنم چقدر به پدر مادرتون احترام میذارید.
آهنگ “اگر این تو باشی، منم خوشم میاد” از شعر لی جونگ ها رو انتخاب کردین. کدوم بخشِ آهنگ قلبتون رو تحت تاثیر قرار داد؟?
?اسمش من رو تحت تأثیر قرارداد. من واقعا از مردمِ اطرافم خوشم میاد. تا اونجایی که میخوام تا ابد کنارشون باشم. بنابراین این رو با این فکر که همیشه میخواهم باهاتون باشم، مهم نیست چی پیش بیاد، انتخابش کردم

?سرمایه ‘دل به دل برای کودکان’، در حالِ بالا رفتن هست و بعدش هم با پروژه ی ‘خانه رویایی آرزو’ آهنگِ کاکتوس ساختِ خودتون رو منتشر کردید.
?اینبار، من در رویدادِ داوطلبانه بی خانمان ها شرکت کردم. این پروژه ای بود که یک سنگِ زیربنا برای کسانی که خانه ای نداشتند فراهم میکرد.
مردمی که به مدت ٣٠٠ ساعت داوطلب شدند، خانه ها رو در مقایسه با قیمتِ جاری بسیار گران تر خریداری کردند و سرمایه هایی که اضافه شدن، برای خریدنِ خانه های دیگه استفاده خواهد شد. کمک کردن یه جورایی مثلِ اثرِ پروانه ای هست که به پخش شدنش ادامه میده
خیلی افتخار میکنم که تونستم آهنگِ ژاپنی ویکس رو مجدد بسازم و ازش برای بالابردن کمک مالی استفاده کنم

? استرسِ “تازگی” ومحبوربودن به پیدا کردن یه چیز جدید، برای یه سازنده، چیزیه که اجتناب ناپذیره، درسته؟
?البته! این چیزیه که افراد زیادی رو عذاب میده. این جمله که “ما باید یه چیزِ جدید انجام بدیم” برای هیچکس، گفتن و شنیدنش آسون نیست. همينطور نمیشه سرسری انجامش داد
چون به هرحال این استیجی هست که تا ابد با اسم ویکس پیوند زده میشه

?هرکسی برای خودش روشی رو برای آزاد کردن استرس هاش داره. روشِ اِن برای انجام این کار چیه؟
?وقتی من استیجی که تموم شده رو میبینم، تمام استرسم آزاد میشه. به همین دلیله که من هربار میرم پشت صحنه تا ویدئویی که واقعا دوست دارم رو تماشا کنم!

?از وقتی همدیگرو ملاقات کردیم، دوسال میگذره و به نظر میاد که محکم تر و مسلّم تر شدید.
?این ربطی به تمرکز یا غرور نداره. فکر میکنم فقط به این دلیله که بیشتر به خودم اطمینان کردم. اگر بخوام راستش رو بگم، در اصل خیلی به خودم اطمینان دارم
اما قبل تر، من کم طاقت و بی قرار بودم اما حالا فکر میکنم بیشتر مسلّم شدم و بنابراین خونسرد تر و ریلکس تر شدم.

?آیا مایلید آدم بدی در سریالا بشید؟
?من این رو در بازیگری نشون میدم. درموزیکال ژاپنی “مصاحبه” نقشِ کسی که چند شخصیتی هست رو داشتم و بازیگرِ دیگه ای بهم گفت:تصویرم معمولا یه سلاحه
وقتی شما زندگی معمولی و لطیفی داشته باشید و چهره ای قابل اطمینان و موثق داشته باشید، و بعدش نقشِ یک قاتل رو بگیرید، این پیچیدگی بزرگ تر میشه
فکر میکنم اگر بخوام در آینده در بازیگری بازم بهتر عمل کنم، چنین چیزی میتونه سلاحِ قوی ای برای من باشه

?برای شمایی که قابل اطمینانی، چه کارِ متعصبانه ای انجام دادید؟
?اگر راجبش صحبت کنم، همه شوکه میشن! بابتش از مدرسه هم پرتم کردن بیرون

?پرتتون کردن بیرون؟ راجب عکسِ فارغ التحصیلی با گلِ آزالیا چی؟
?فرقی نداره چی بگن، بهش گوش نمیدم!! همه جلوم رو گرفتن اما آخر سر دیدن، اینکه من همچنان مصمم

?در آخر ، مراقبِ چه چیزهایی هستید؟
?ممکنه کلیشه ای باشه اما سست شدن و بیکار شدن هست. وقتی که زمان بدون معنا میگذره. این یک بار برام اتفاق افتاد و میدونم چقدر میتونه خطرناک باشه.
یک بار که به این احساس عادت کنید، شروع به سست شدن میکنید. من یه شغلی دارم و این حقیقت که در این شغل زمینه ای وجود داره که یک دقیقه ، به ثانیه دیده میشه. واقعا این رو دوست دارم


180228 عکسهای لیدری در پشت صحنه عکسبرداری برای مجله CeCi[۴٧ عکس در فایل زیپ ?]

Download


170925 مصاحبه مجله Ceci با ال آر

: اخيرا،لئو موزيكال “ماتاهاري” رو به پايان رسونده.

اين اواخر نميشه چنين موزيكال سطح بالايي ديد.

?من خيلي مفتخرم و با بهترين آدما بودم. اين سومين پروژه ي من با يوم كي جونگ هيونگ بود و من الان به اوکی جوهيون نونا نزديك ترم. چون ما خيلي نزديكيم،من اكثر موقع از افراد فوق العاده اي كه وجود دارن شگفت زده ميشم. در هر لحظه،من به طور طبيعي چيزهاي زيادي از اونا مي آموزم.

❓: وقتي به مصاحبه هاي انجام شده راجب موزيكال لئو نگاه ميكنيم،نظرات زيادي راجب اون و اينكه يك بازيگر جديد و درخشانه وجود داره.

?هيونگ هميشه همينطوريه. گرچه،راحت بودن يا نبودنش به محيط بستگي داره .
هيونگ كسيه كه هميشه از هيونگاش و نوناهاش مراقبت ميكنه پس وقتي که موزيكال بازي ميكنه هميشه حرفاي بيشتري راجب درخشش و تشويق برانگيز بودنش به وجود مياد. اون ذاتا اينطوريه،پس ميشه گفت كه فقط جايي رو براي درخشيدن انتخاب كرده.

❓: شما هر دوتون توي كاري كه ميخواين انجام بدين قاطعين و اين خيلي خوبه.
به عنوان گروهي كه ٦ ساله داره اجرا ميكنه،آيا خودتون حس ميكنين كه بايد چيزهاي بيشتري به نمايش بزاريد؟

?راوی : من نوشتن آهنگ رو فقط بخاطر اينكه يه نفر بهم گفت “فكر كنم اگه اين كارو بكني خوشت بياد” شروع نكردم.
من فقط كسي هستم كه دوست دارم از خودم چيزي بسازم.
واقعا وقتي به كارهايي كه ميخوام انجام بدم يا چيزهايي كه در آرزوي به دست اوردنشون هستم احساس ناراحتي ميكنم اما احساس ناگوار بودن نميكنم. من به خودم باور دارم و همين راه رو ادامه ميدم.

?لئو : من قلبا هميشه از اينكه تونستم روي استيج بايستم شاكرم،و اين واقعا باحاله.
چنين پروژه هاي بزرگي،چنين افراد معروفي،گاهي منو مفتخر ميكنه اما چون براي من خيلي باحاله هميشه ميخوام خودم رو به چالش بكشم و حتي به آموخته هام اضافه كنم.

❓: لئو سه سال از تو بزرگ تره پس تا حالا پيش اومده كه تفاوت سنيتون حس بشه؟

?وقتي راجع به موزيك حرف ميزنيم،نه. هرچند،پيش مياد وقتايي كه من يه سري چيزا رو نميدونم ولي هيونگ ميدونه. مثلا اينكه پنجشنبه ي پيش ساعت ٧ چه انيمه اي پخش شد،گاهي اوقات اينجوري.

❓: تهيه كنندگي توسط شما بچه ها انجام شد. همينطور كه ميساختين،حس ميكنين كه ميتونين تجربيات همديگه رو به وضوح ببينيد؟

?لئو هيونگ خيلي با برنامه تره و باكيفيت همكاري ميكنه. اينجور احساسات وقتي كه هنگام ضبط يا روي استيج نشون داده ميشن ميتونن مردم رو ذوب كنند.

?ويكس ال آر خودش تركيب دو شخص متفاوته. شخصيت ها و روشی كه آهنگ ميسازيم و تهيه ميكنيم متفاوته. پس در اين تفاوت ما هم نیرویی(اشتراک) پيدا ميكنيم.

بخش دوم مصاحبه Ceci با ال آر

❓: تا حالا شده که برای کسی هدیه ای رو با تموم وجود و از ته قلبت آماده کنی؟

?راوی
برای من همون وقتاییه که آهنگ میسازم و به طرفدارا هدیه میدم.(هدیه معنوی)
از بابت هدیه مادی هر مدت یه بار برای خانوادم هدیه میخرم.
چند مدت پیش به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد ازدواج والدینم یه مسافرت خارجی رو بهشون هدیه دادم ولی متاسفانه نتونستم باهاشون برم.

?لئو
از اونجایی که من سه تا خواهر بزرگتر از خودم دارم مامانم سنش بالاس.
من معمولا هزینه سفر یا کمک خرج رو هدیه میدم ولی چند وقت پیش به مناسبت تولد پدرم میخواستم یه نامه طولانی رو واسش بنویسم .
میخواستم نامه رو خودم بنویسم ولی اصلا کار آسونی نبود.
اخرش نامه رو نوشتم ولی کلا چهار خط بیشتر نشد ولی نوشتن همینا هم واسم آسون نبود

در ادامه راوی گفت :
” من برای بیان احساساتم از طریق کلمات مشکلی ندارم پس حتی اگه نامه ننویسم ولی مرتب از طریق کاکائو تاک بهشون پیام میدم و درارتباطم”

❓ : به نظر میاد هر دوتون افراد صادق و راستگویی هستین و انگار از اون دسته ای نیستین که منتظر شانس و اقبال میمونن
خوب تا حالا لاتاری( بازی شرطبندی و شانسی )خریدین؟

?راوی
نه ما اهل اینجور چیزا نیستیم
ولی کن هیونگ بعضی وقتا میخره و میگه تو خواب بعضی از عدد های شانسی رو میبینه .

?لئو
یه سری بود که توی کلاه کن پنج تا بلیط بازی شانسی رو دیدم.

همچنین در ادامه گفتن

?راوی
همیشه بهمون میگه اگه بازی رو ببره هر چه قدر از جایزه بخوایم بهمون میده
ولی من هیچ امید و یا علاقه ای به این جور چیزا ندارم.

?لئو
با این وجود هر کسی یه سلیقه ای داره بعضی ها هستن که از خریدن بازی شانسی خوشحال و امیدوار میشن و یه اخر هفته رو منتظر جایزه میمونن. ولی من تا حالا نخریدم اگه یه سری خریدم و جایزه گرفتم با جایزه اش چیکار کنم ؟

پارت آخر مصاحبه مجله Ceci با ال آر

❓: بر حسب شرایط شما زندگی متفاوتی دارین و درحال حاضر دارین با دوستای فعلی تون زندگی میکنین و هر کدوم از دوستاتون زندگی متفاوتی دارن.
ایا شما از اون افرادی هستین که باوجود برنامه کاری سخت و شلوغ رابطه تونو با دوستاتون حفظ میکنین یا اینکه به خاطر شرایط م

جبورین مدام برای بازیابی دوستیتون تلاش کنین؟

?راوی
من وقتی خیلی جوون بودم دبیو کردم و از همون موقع شرایط زندگیمون متفاوت شد
برای همینه که الان نمیدونم چه اتفاقات و تغییراتی حتی کوچیک توی زندگی دوستام پیش میاد و چه حسی نسبت به این مسائل دارن.
البته که من احساس پشیمونی،حسرت و تاسف میکنم ولی واقعا نمیتونم کاری واسش کنم.

?لئو
خیلی وقته از زمانی که دوستامو یه جا و دورهم میدیدم گذشته.
ولی فقط من نیستم که شرایط زندگی پرکار و شلوغی دارم. بقیه هم نسبت به آینده شون نامطمئنن و واسش تلاش میکنن.
ولی وقتی دوستامو بعد مدتها میبینم دوباره همون جونگ تکوونه 16 ساله میشم.

❓: برات مهمه که مردم (اطرافیان)همون جونگ تکوونه 16 ساله رو به یاد بیارن؟

?خیلی ناراحت کننده ست و حس تنهایی میکنم اگه مردم منو فقط به عنوان یه سلبریتی ببینن و جور دیگه ای باهام رفتار کنن.
وقتایی که برنامه کاریم خیلی فشرده ست و نمیتونم برم بیرون و اونا بهم میگن که:”حالا چکار کنیم ،، چاره چیه؟…فقط یه مدت کوتاه بیا بیرون تا حداقل بتونیم چهرتو ببینیم”
خیالم خیلی راحت میشه و یکم اروم میشم.
به خاطر همینم وقتایی که همه چی واسم سخت میشه ، میدونم که در نهایت بهتر میشه ،، چون مدام تو ذهنم به این فکر میکنم که در گذشته کی بودم و چه شخصیتی داشتم.


CECI 150616 | MAGAZINE ×تصویر برای دانلود5 ×

Download

6 comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.